Sous le ciel de l'amour - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 2:51
امسال کمتر نوشتم. یعنی دیگر جادوی غم انگیز تاریخ های خاص روی سرم خراب نشد که بخواهم دست به دامن کلماتی شوم که می دانم گنجایش زیادی برای انتقال احساسات آدم ندارند. بماند که مخاطبی هم نبود. می گویم دردی روی سرم خراب نشد، نه که صرفاً آسوده باشم، نه. لحظه هایم سرشار بود... سرشار... . پاییز آمد و عشقش
برای برزخ بهار و دوزخ تابستان - تاریخ: 1396/3/16 ساعت: 2:51
می میریم؛ انگار هیچ وقت نبوده ایم و هیچ چیز رخ نداده است. و آن قدر به مرگ ناباورانیم که تا مرگ نبینیم و مرگمان را نبینند باور نمی کنیم نبوده ایم و نیستیم. مرگ ماییم. به یاد سرور امسال و فاطمه ی سه سال پیش و مادربزرگ ده سال پیش :) و برای خرداد ملعون
آن دخت پری وار... - تاریخ: 1396/2/20 ساعت: 0:59
چیست این درد وطن...؟
برای هزاران قناری نگاهت - تاریخ: 1396/1/9 ساعت: 14:27
گفتم "من اگه دختر تو نیستم پس چی ام؟"، گفت "سنجاقکا دختر منن، تو نوشینی." گفتم "نوشین تو؟"، با خنده ی شیرینش که قند در دلم آب می کرد گفت "آره." من هم گونه ی نرم ابریشمی اش را بوسیدم و بالاخره گذاشتمش روی زمین. دستی به سرش کشیدم و موهای روشن و لختش را مرتب کردم و خداحافظى کردم. ساکم را برداشتم و ر
زیاد شدیم، نفسمون از جای گرم بلند نمی شه - تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 21:56
ما می گفتیم حالمون به هم می خوره از آدما و دلمون هوای ابری و خلوت و نوشتن می خواد، حالا می گیم آقاجان اونا تا وقتی دلچسبه که بری توی دل گرما بین مردم و نگاهشون کنی و گوش کنی و حرف بزنی و بعدش بشینی بنویسی و خلوت کنی! یعنی یه شق جالب و دوست داشتنی وقتی استایل خاص تو می شه که اون شق متفاوت زندگی رو ه
دست های ژان کوکتو - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 22:06
ما بار تاریخ را به دوش می کشیم؛ بار لحظه هایی را که زندگی کرده ایم و نکرده ایم. ما، بار فهمیدن و نفهمیدن را به دوش می کشیم، بار زمان را و زبان را به دوش می کشیم. اطلس، همه ی ماییم؛ و عشق آسمان است و هنر آسمان است و عُمر آسمان است. و اگر راز عزای دلمان سر بهار این نیست، پس چه می تواند باشد؟
Sous le ciel de l'amour - تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 22:06
امسال کمتر نوشتم. یعنی دیگر جادوی غم انگیز تاریخ های خاص روی سرم خراب نشد که بخواهم دست به دامن کلماتی شوم که می دانم گنجایش زیادی برای انتقال احساسات آدم ندارند. بماند که مخاطبی هم نبود. می گویم دردی روی سرم خراب نشد، نه که صرفاً آسوده باشم، نه. لحظه هایم سرشار بود... سرشار... . پاییز آمد و عشقش ر
تند و تیره و سنگین - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 7:43
تمام شد؛ موسیو الف ت یک جایی نوشته بود جایی که نویسنده نقطه-ویرگول می گذارد، می تواند جمله را تمام کند ولی مکث می کند، ویرگول را می گذارد و داستان را ادامه می دهد. پس من هم ته جمله ام نقطه-ویرگول گذاشتم. تمام شد؛ چون دلم نمی خواهد تمام شود. تمام شدن آدم را می اندازد توی یک خلأ سرمه ای رنگ عمیق. یک ج...
دیوار نمناکی که فرو ریخت - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 13:34
یک قطره گرد نبض دار، از زیر استخوان بینی اش تا توی گودی چشم ها و زیر استخوان پیشانی اش حرکت می کند و نزدیک فرق سرش پخش می شود توی سطح. و بعد از چند لحظه ی کوتاه، یک قطره ی دیگر. درد میگرن اخیراً این شکلی عذابش می دهد؛ قطره مانند. غروب است. نشسته روی نیمکت سنگی اریب جلوی عالی قاپو. همان کاپشن سرمه ای...
28 آذر 95 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 13:34
Je ne sais pas ce que c'est...
hymn for the traitor - تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 11:40
The wind was blowing through my heart and I suddenly thought of giving it all up and come back here in the middle of nonsense and become nothing... and feel the hole in my chest again... and suffer and struggle and die in pain... because isn't it how it all ends? Who knows...? P.S: you must have die...
the water has no memory - تاریخ: 1395/8/9 ساعت: 15:03
دلش پر زده بود برود زیر تاق بلند گهواره ای بازارچه ی کوچک و دنج نزدیک شیخ لطف الله، خیره شود به ابرهایی که طره های تابناک آفتاب را از روی آسمان کنار می زدند. و آنقدر نگاه کند که رنگ آسمان کبود شود و ابرها سربی و نارنجی. همه بروند پی زندگیشان و دور میدان خالی شود از آدم ها و نقش جهان منعکس شود توی چش...
به موسیو الف.ت - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:32
به موسیو گفتم: «در این لحظه از خاطراتی که تا ده سال دیگه به قبلی ها اضافه می شن و بعضی شبا از پا درم میارن می ترسم.» گفت: «باید قلبتو در بیاری. به من اعتماد کن. به جاش بهتره از آلزایمر بترسی دختر جون. خاطره ها هر جوری باشن تو هستن، تا هستن تو معنی می دی، چه تلخ چه شیرین. دیدگاه دل خوش کنکی ه. به قول...
madness یا هیدروکسید گالیوم - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:32
با یک سؤال شروع می شود: چرا من؟ نه که بخواهم فلسفه بافی کنم و با هزار مدل استدلال ثابت کنم حق من چه هست و چه نیست. ولی وقتی می پرسیم چرا من؟ همه ی درگیری ها شروع می شود. چون باور کرده ایم "می دانیم." و با این دانستن خودمان را محق یک سری چیزها می دانیم و اگر خلاف آن ها به خودمان ثابت شود، عصبی می شوی...
sleep sugar - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:32
کاش غرق می شدم مثل افلیای روی چوق الف بین صفحات این کتاب.
باز شبی - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:32
باخته بود. توی اتاق تاریک با آن همه پوستر بی معنا روی دیوار، نشسته بود کنار پنجره ی رو به حیاط کوچک و باغچه ی خشکیده، سیگاری بین دو انگشت دست چپش گرفته بود و خیره شده بود به حلقه ی دور انگشتش که دیگر آیینه ای نبود، کدر شده بود. وقت درگیر شدن با مرداد و ماه کامل و اعداد مبهم نبود. دستی بین موهای کوتا...
مثل دیگران - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:31
تنهایی... ای رفیق شفیق دور افتاده ی من :) "Open your heart, I'm coming home..."
ری را... مرگ تو را خواسته بود. - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:31
هوا گرگ و میش بود و سرد؛ سرد بهمن ماه شمال. دریا تازه مدّش تمام شده بود و نم دلنشین شن و ماسه ی دم ساحل، جان می داد برای پابرهنه تنها قدم زدن و نفس عمیق کشیدن و نگاه کردن به آسمان. پاچه های شلوارم را بالا زدم و کفش هایم را در آوردم. قدم زنان رسیدم به ساحل. موج ها آرام و بی آزار می آمدند و می رفتند. ...
در ستایش زنده بودن و زنده ماندن - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:31
انسان هایی که طعم اندیشیدن را می چشند، در دو راهی انتخاب بین آینده ای سخت دلپذیر ولی دردناک و آینده ای نسبتاً خوب ولی معمولی، اولی را انتخاب می کنند. کسانی که تشنه ی فهمیدن اند، رنج طلب می شوند؛ رنج خوشایند حقیقت جویی و نیافتن! پ.ن: این حس، یک آسمان زدگی بیست و دویی است. پ.ن دو: عجایب...!
پاییز من... پاییز... - تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 8:31
یادت هست... ری را؟ من توی چله ی تابستان، از تو دلگیر و از چشم های او دریده شده بودم و هیچ نمی دانستم اگر آفتاب بی امان می تابد و دل هایمان را می سوزاند و رودخانه ی زیر پل آذر هم سال هاست رنگ سیرابی به خود ندیده، همه اش به خاطر خودمان است. از تو که پنهان نیست؛ من با آن مانتوی بلند سیاه، توی چله ی تاب...

برچسب‌های مرتبط

hymn for the weekend | hymn for the weekend lyrics | hymn for the weekend seeb remix | hymn for the weekend chords | hymn for the weekend meaning | hymn for the weekend mp3 | hymn for the weekend audio | hymn for the weekend seeb remix lyrics | hymn for the weekend piano | hymn for the missing lyrics