گفتم بنویسم در زندگی دردهایی هست که مثل خوره روح را... ولی نه؛ این آشوب درون من، آتشیست که حالا از زیر خاکستر زبانه کشیده. مثل او که موسی را خواند و کوهها از هم پاشیده شدند، من رنج را فرا میخوانم.
پ.ن: دارم حافظهام را از دست میدهم.
برچسب:
نویسنده: النا نیکنام